اقوام هخامنش
نزديك به هزار سال قبل از ميلاد مسيح قبايلي از نژاد قفقازي كه آرين خوانده ميشدند از جنوب روسيه امروزي به جلگه اي وسيع در جنوب كوچيدند كه از آن پس ايران ناميده شد.
قبايل تازه وارد خود به سه شاخه تقسيم شدند:
مادها در بخش هاي عمده بالاي زاكرس مرطوب در شمال غربي و مغرب ايران زمين ماندند و مركز فرمانروايي خود را اكباتان يا همان همدان كنوني قرار دادند و پارسها كه تا جنوب فلات ايران راه آمدند و از آنجا در آنشان و پرسوناش استقرار يافتند و گروه سوم پارتها بودند.
ديرينه سالي مادها همچون ساير اقوام همجوار گرفتار تاخت و تاز قومي خونخوار و جنگجو بنام آشوري ها بسر آمدند و به ناگزير در كنار گله داري و چرا جنگاوري آموختند. نيرومند شدند و سرانجام بر دشمن غلبه يافتند.
مرگ قوم آشور در قرن هفتم پيش از ميلاد اتفاق افتاد. هم در اين قرن پرآشوب پارسيان بر قوم ايلام تسلط يافتند و از ميان اميران خويش رهبري هوشمند و زيرك برگزيدند كه هخامنش نام داشت. وي همراه فرزندش كوچ را از ميان طوايف پارسي برداشت و بناي پادشاهي كوچكي را گذاشت كه آرمان هاي بلند در سر داشت.
نخستين اتفاق در تحقق آرمان پارسيان وصلت يكي از شاهان پارس با دختر پادشاهي از آخرين شاهان ماد بود كه ثمره اين زناشويي كوروش شاهزاده نام آوري شد كه در سايه هوشياري و كارداني او جدايي سياسي و جغرافيايي مادها و پارسها بعد از پانصد سال از ميان برخواست و مادها رو به زوال نهادند.
حضور فرمانده اي توانمند و دل آگاه كه در خلق و خوي انساني و شيوه هاي جنگ آوري يگانه زمان به شمار مي آمد ديگر شاهان و قدرتمندان را به هراس انداخت. درنتيجه تداوم جنگ هاي خونين، آنان از پاي درآمدند و كوروش ماندگار ماند. چنانكه در سال پانصد و سي قبل از ميلاد هنگامي كه چشم از جهان فرو مي بست بزرگترين امپراطوري جهان را ميراث نهاده بود.
وراثت بلامنازع و با تدبير اين ميراث، هشت سال بعد با نام داريوش بزرگ براريكه قدرت تكيه زد. داريوش طي سي و پنج سال پادشاهي خود از تنگه داردانل گذشت، اروپاي كنوني را درنورديد و تا كنار رود دانوب پيش رفت و در شرق مرز كشور را به كرانه رود سند در هند رساند و بر بيست و هشت پادشاه تسلط يافت و آبراهه اي ميان درياي مديترانه و درياي سرخ حفر كرد كه 2400 سال پيشگام كانال سوئز امروزي بوده است.
براي يك چنين عظمت و اقتداري پايتختي بي همتا و با شكوه لازم مي آمد كه نه شهر باشد و نه يك دژ. جايگاه شايسته اي باشد براي بار عام سران كشورهاي متبوع. مكان مناسبي باشد براي مشورت بزرگان و قرارگاهي باشكوه براي برگزاري جشن ها آيين هاي مذهبي و مراسم نوروز و حضور افسران و درباريان در مكاني مقدس و در جوار كوه رحمت در مرودشت پارس كه لطافت هواي زمستاني شوش را داشته باشد با تاكستان ها و باغها و آسمان زلال بي طوفان.
تخت جمشيد، پايتخت شكوهمند هخامنشيان، آميزه اي از معماري، هنر و جادوي زيبايي و اقتدار. مجموعه اي به وسعت 135 هزار متر مربع كه براي تكميل آن 200 سال وقت لازم بود. طرح اصلي مجموعه بي نظير تخت جمشيد در دوران فرمانروايي داريوش اول ريخته شده و خشايارشا نيز در توسعه و تكميل آن سهم بسزايي داشته. براي برپايي چنين بنايي سنگ هاي كوه رحمت در منطقه مرودشت براي معماران و سنگ تراشان بسيار مناسب بوده. سنگ هاي آهكي با رنگ هاي طبيعي و گوناگون. ديوارها با آجر لعاب دار و كف اتاق ها با گچكاري پوشيده شده بود.
روي درب ها را با قطعات سيم و زر مي آراستند. پرده هاي بزرگ ايوان بر زيبايي درون و برون كاخها مي افزود و فرشهاي نفيس كف اتاقها چشم را خيره مي كرده. كاخها در اندازه و ابعاد مختلف اين مجموعه كاربردي خاص داشته اند. در قسمت غربي بناي تخت جمشيد پلكان ورودي قرار دارد. به هنگام بارعام شاه شاهان باوقار و آرامش چنان كه رسم مردان بزرگ است بر آن گام مي نهاده. يكصد و ده پله از هر طرف. ظريف و كوتاه تا عبور و مرور درباريان را كه با اسب بالا و پايين مي رفته اند آسان كند. نيز نمايندگان پا به سن گذاشته كشورها كه ميهماناني گرانقدر بوده اند به راحتي از آنها بگذرند.
دور تا دور پله ها را بوسيله معجرهايي بسته بودند كه هفت پله و چهار طبقه داشتند و اين نشانه تقدس چهار عنصر، خاك ، آب ، باد و آتش است كه ايرانيان اهورايي و يكتاپرست بر آن معتقد بودند.