آرامگاه آبش خاتون : در جنوب شرقي شيراز، نزديك ميدان دفاع مقدس و جنب آتش نشاني قرار دارد و آرامگاه آبش خاتون دختر اتابك سعدبن بوبكر (658 ه.ق) بوده است. مقبره آبش خاتون كه به نام رباط ابش نيز معروف است، بنايي سه طبقه است كه گنبدي بر روي آن قرار داشته است. بعدها اين گنبد و قسمتي از طبقه سوم مقبره فرو ريخت و اداره باستان شناسي براي حفظ آن بنا، طبقه فوقاني را خراب كرد. اطراف مقبره با كاشي هاي معرق نفيسي تزيين شده بود كه هم اينك بخش عظيمي از آن كاشي ها از بين رفته و فقط كاشي هاي يك جبهه آن كه در پشت آن آتش نشاني بود، باقي مانده است. بناي فعلي مقبره ساختمان آجري قديمي مربع شكلي است كه هر ضلع آن 16.75 متر و ارتفاعي در حدود 10 متر دارد. قسمت هايي از كاشي كاري از راه داخل بنا در موزه پارس نگهداري مي شود. در بالاي بنا كتيبه هايي مشتمل بر آيات قرآني به خط ثلث و بر روي كاشي نصب شده است. مقبره آبش خاتون در حياط بنا و در اتاقي با ميله هاي سبزرنگ قرار گرفته است. خرابه هاي مقبره آبش خاتون در ديماه 1310 ذيل شماره 76 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

 باغ عفيف آباد : باغ عفيف آباد كه آن را باغ گلشن نيز مي نامند در مغرب شيراز و در جنوب خيابان قصرالدشت و در انتهاي خيابان عفيف آباد واقع است. اين باغ يكي از قديمي ترين و زيباترين باغ هاي شيراز است. مساحت باغ حدود 127 هزار متر مربع است. اين باغ در دوره صفويه از جمله باغ هاي آباد شيراز و مقر پادشاهان وقت بوده است. سازنده عمارت فعلي باغ با 17000 متر مربع زيربنا، ميرزا علي محمدخان قوام الملك دوم مي باشد كه در سال 284 ه.ق. آن را احداث نموده و قنات "ليمك" را كه در 15 كيلومتري باغ و در محل قصر قمشه بود براي مشروب نمودن باغ خريداري كرد. اين باغ سرانجام به يكي از وارثين قوام به نام عفيفه رسيد و بدين نام نيز شهرت يافت. درب ورودي باغ در شمال آن قرار دارد سه در باغ داراي چهار ستون گچي ساده است كه دو به دو در دو سوي آن و بر فراز ازاره آن قرار گرفته است. در پيشاني درب ورودي نقش دو شير كه گويي را در ميان پنجه هاي خود گرفته اند ديده مي شود. پس از گذر از در، دهليزي وجود دارد كه سقف آن را از چوب ساخته اند و با شكل هاي منظم هندسي مرتب كرده اند. در ديگر سوي در و بر پيشاني دهليز مجلس تاج گذاري پادشاه ساساني وجود دارد كه بر قاب نيم دايره اي به وسيله كاشي هاي رنگارنگ قرار دارد. پس از گذر از دالان كوتاهي به محوطه وسيعي مي رسيم كه عمارت اصلي در آن قسمت است. ساختمان در وسط باغ قرار گرفته است و از بناي دو طبقه تشكيل شده است. طبقه اول زيرزمين وسيعي است كه آب نماي زيبايي در آن ساخته شده و سمت شرقي آن با پنجره هاي مشبك و رنگيني پوشيده شده است. در فواصل ميان پنجره ها سنگ هاي گندمك نصب شده كه روي آنها نقوشي از گل و بوته حجاري شده است. طبقه دوم كه در واقع طبقه همكف ساختمان است، تالار مجللي است كه اطراف آن را ايوان فرا گرفته است. در پيشاني عمارت صحنه اي از تاجگذاري يكي از پادشاهان ساساني با كاشي تصوير شده است كه موبدي تاج سلطنتي را به وي هديه مي دهد. درجلو ايوان بزرگ عمارت نيز چهار ستون بلند ساخته شده است. سقف ايوان با قطعات چوبي 4 يا ......؟ پوشيده شده است و روي آنها با رنگ و روغن نقاشي شده. سر ستون هاي ايوان گچ بري شده اند و در بالاي آنها گل ها به تقليد از نقوش تخت جمشيد گچ بري شده است. ديوار اتاق هاي تالار اصلي نيز همگي گچ بري و مقرنس كاري شده و با نقش هاي گل و بته و صحنه شكار و مجالس بزم و رزم مزين شده اند. در دو طبقه ساختمان حدود 30 اتاق تالار وجود دارد، تمامي اتاق ها داراي سقف و درب هاي چوبي تزيين شده هستند. در شمال و جنوب تالار دو بخاري از سنگ مرمر تراشيده و نصب شده است. ورودي اصلي بنا در جانب شمال است كه با كمك پلكان سنگي به .........؟ سرپوشيده اي منتهي مي گردد. نماي شرقي عمارت شامل ايوان بزرگ و زيباست كه در تمام طول بنا امتداد دارد. اين نما از بيرون به وسيله ستون هاي آجري و گچي از هم مجزا شده اند. نماي غربي عمارت نسبت به قرينه آن در شرق بسيار ساده است. ايوان جنوبي نيز از نظر تزيينات بنا و دكوراسيون، تقريبا" شبيه ايوان شمالي است بجز اين كه در رشته پلكان شرقي - غربي حياط را به طبقه دوم منتقل مي كند. در جلو عمارت حوض وسيعي ديده مي شود كه خيابان اصلي از جلو حوض شروع مي شود. تمام خيابان هاي باغ پر از درختان سرو و كاج و چنار است و باغچه ها داراي آب نماهابي زيبايي مي باشند. باغ عفيف آباد در سال 1341 به وسيله ارتش و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شد و هم اكنون به عنوان موزه نظامي تحت اختيار سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران است. اين باغ كه معماري آن آميزه اي از ويژگي هاي معماري دوران هخامنشي، ساساني و قاجاريه است ذيل شماره 913 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

 امام زاده علی ابن حمزه (ع( : در جنوب دروازه قرآن، نزديك به دروازه اصفهان در جنب پل علي بن حمزه و در خياباني كه به نام حافظ موسوم است، قرار گرفته. اولين بار در زمان فرمانروايي عضدالدوله ديلمي (مت 372 - حك 338) بقعه وسيع و گنبدي به صورت كاربندي كه در ميان چهار تويزه قرار دارد رفيع بر فراز قبر اين امام ساخته شد. در زمان حكومت صفويان نيز تعميراتي بر روي بقعه و گنبد اين امام زاده صورت گرفت. در دوره زنديه (116 - 1209) نيز مرادخان  و زكيخان زند (م 1193 ه.ق) آن را تعمير نمودند. در سال 1239 پس از وقوع زلزله اي در شيراز بقعه مذكور صدماتي ديد و حسينعلي ميرزا فرمانفرما به سال 1239 ه.ق. عمارت كنوني را بنا كرد. بعد از آن در سال 1274 ه.ق. طهماسب ميرزا مؤيدالدوله آن را مرمت كرد. قسمت غربي و درب ورودي بقعه به خيابان متصل است و به وسيله هشتي گنبددار متصل به دالاني وارد محوطه وسيع آن مي شوند. درب چوبي و منبت شده صحن داراي كتيبه اي سنگي به طول 3 متر و عرض 80 سانتيمتر به خط ثلث است كه ابراهيم سلطان فرزند شاهرخ تيموري آن را نوشته است. ساختمان بقعه شامل حرم وسيع و آينه كاري شده اي در ديوار و سقف است كه تا ارتفاع 1 متري ازاره هايي از سنگ مرمر دارد و در سمت شمال آن مرقد علي بن حمزه(ع) درون ضريحي از چوب و خاتم و فولاد قرار دارد و بر فراز آن گنبدي فيروزه اي رنگ ديده مي شود. در طرفين حرم و در قسمت پايين آن يك راهرو و يك اتاق قرار دارد و در قسمت بالاي آن دو گوشواره به چشم مي خورد. در دو طرف بقعه نيز دو گلدسته نمايان است. پنجره ميدان اين بنا با گره چيني و شيشه هاي رنگي مزين شده است. در اطراف بقعه گورستان وسيعي به نام جوان آباد وجود داشته است. در سال 1305 ش. كه كار ساخت و ساز هنرستان فارس آغاز شد، قسمت جنوبي آن تسطيح شد و قبر رحيم خان زند (م. 191) فرزند كريم خان زند (م 1191) همراه با قبر يكي ديگر از فرزندان كريمخان كه در سال 1158 فوت كرده بود، جزء يكي از اتاق هاي اين مدرسه در آمد و سمت شمالي آن نيز به باغ ملي تبديل شد. در حياط اين امامزاده چند تن از پادشاهان آل بويه نيز دفن شده بودند كه اكنون از قبر آنان اثري نيست. از ميان آنها مي توان به عمادالدوله علي (م 338 ه.ق) ركن الدوله حسن (م 336 ه.ق) اشاره نمود. حياط اين امامزاده هم اينك پوشيده از قبرهاي جديد و قديمي است كه حوضي كوچك در ميان آن قرار دارد و ديواره هاي بيروني اكنون در حال مرمت و تزيينات معقل و معرق است و ديوارهاي داخلي طاق نماست. بفعه امامزاده علي بن حمزه (ع) در سال 1347 ذيل شماره 534 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

کليسای ارامنه: كليسای مريم مقدس از کليساهاي شيراز است كه به سال 1662 ميلادی (1072 هجری) قبل از سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است و تا به امروز باقی مانده است. اين کليسا نزديک مسجد مشير، جنب بازارچه ارامنه واقع شده است. تالار نماز خانه آن يکی از بناهای ظريف باستانی و هنری قرن هفدهم است که به وسيله هنرمندان ارمنی و مسلمان شيراز ساخته شده است. به طوری که ارامنه شيراز اظهار می دارند پنج قطعه قالی گران بها نظير همان پنج مجلس نقاشی سقف، در همان زمان بافته شده و کف نمازخانه را مفروش می ساخته است. طبق اظهار يکی از اعضای هيأت امنای ارامنه شيراز هنگامی که «مارتيروس سرکيس» تصدی اين کليسا را عهده دار بود، پنج قطعه فرش نفيس مزبور مفقود شده است و احتمالاً اين فرش های گران بها را به انگليسی ها فروخته اند. در تالار کليسا گچبری هايی که می توان آن را از شاهکارهای قرن يازدهم دانست؛ وجود دارد. از همه مهم تر اين که از داخل تالار و نمازگاه سقف نقاشی و گچبری شده و گنبدی شکل است. حال آن که از خارج و در روی پشت بام اثری از گنبد مدور و گنبدی شکل ديده نمی شود. پشت بام تالار نمازگاه چهارگوش است و بدينوسيله هر گونه اثری که حکايت از کليسا بکند از خارج حتی از روی پشت بام های مجاور ديده نمی شود.

 مسجد جامع عتيق  : مسجد جامع عتيق يا مسجد جمعه يا مسجد جامع يا مسجد آدينه، از كهن ترين مساجد قديمي شيراز است كه در مشرق شاهچراغ قرار دارد. اين مسجد دو ايواني در سال 281 ه.ق. به دستور عمروليث صفاري ساخته شد. ساختمان مسجد كه اولين هسته تاريخي شهر شيراز است مشتمل بر بنايی مرتفع است كه داراي چندين حجره و شبستان است و برخي قسمت هاي آن دوطبقه مي باشد. اين مسجد داراي 6 درب ورودي و خروجي بوده است. يك درب در ضلع شمالي، يك درب در ضلع جنوبي، دو درب در ضلع غربي و دو درب در ضلع شرقي. درب ورودي ضلع شمالي به دوازده امام معروف است و كتيبه اي بر فراز آن قرار گرفته است كه در دوره صفوي و در سال ( 1031 ه.ق. ) به خط علي جوهري نگاشته شده است اين كتيبه تاريخ مرمت مسجد را در سال مذكور بيان مي نمايد. سر در شمالي مسجد با كاشي مقرنس كاري شده است. بر روي چهار كتيبه نام دوازده امام بر روي كاشي نگاشته شده و در جرزهاي دو طرف اين سر در نصب شده است. در وسط ضلع شمالي مسجد، طاق نماي مرتفعي قرار گرفته است كه در دو طرف بام آن دو گلدسته وجود دارد و سقف آن با آجر مقرنس كاري شده است. در حاشيه بالاي داخلي اين طاق نيز سوره هل اتي با خط نسخ بر روي كاشي نگاشته شده است. در انتهاي آن پلكاني است كه به پشت بام و گلدسته ها ختم مي شود و در پيشاني و جلو آنها كاشي كاري شده است و روي آنها با خط نسخ آيات قرآني نگاشته شده است. در ضلع غربي اين طاق نما، دالان درب دوازده امام ( درب شمالي ) و پنج طاق نما قرار گرفته است و در پشت اين دالان و طاق نماها، شبستان كوچكي قرار گرفته است. در سال 1347 ه.ش. در شرق طاق نماي وسطي، شبستاني بزرگ به طول 30 متر و عرض 17 متر با 5 در آهني مشبك و محرابي از سنگ مرمر عالي و ازاره هايي تا ارتفاع يك و نيم متر با سنگ مرمر ساخته شده است. قسمتي از اين شبستان دو طبقه است و عرض آن نيز 5.5 متر مي باشد. بر روي ستون ها و بدنه اين شبستان كاشي كاري شده و بر روي كاشي ها، آيات قرآني، احاديث و تصاوير گل و بته و خطوط اسليمي نقش بسته است. در حاشيه بالايي آن نيز سوره هل اتي به خط نسخ بر روي كاشي نگاشته شده است. ضلع جنوبي مسجد با مساحتي برابر با 1200 متر مربع، طاق نماي بزرگي وجود دارد كه به علت تخريب در حال مرمت آن مي باشند. در درون طاق نما، كتيبه اي قديمي با خط ثلث نگاشته شده است كه بخشي از آن باقي مانده است. بر فراز در ورودي شبستان ضلع جنوبي كتيبه اي ديگر با خط ثلث پيچيده بر روي كاشي نگاشته شده است كه بخشي از آن تخريب شده است. اين كتيبه در زمان شاه طهماسب اول صفوي نگاشته شده و در پايان آن تاريخ 973 ه. ق. تاريخ مرمت مسجد، ذكر شده است. در دو طرف شبستان دو طبقه وجود دارد كه سقف آن از آجر است و در انتهاي آن نيز، محرابي كاشي كاري شده قرار دارد كه بر فراز آن به خط كوفي سوره توحيد و نام پنج تن نگاشته شده و در زير آن دو آيه قرآني به خط نسخ نگاشته شده و در پايان تاريخ 1361 ه. قيد گرديده است. سقف اين محراب با كاشي لاجوردي كاشي كاري شده است و دو طرف محراب نيز سنگ كاري شده است. در كنار اين محراب، تاريخچه مرمت مسجد بر روي دو سنگ نقش گرديده است. در ضلع شرقي اين شبستان كوچك، شبستان چهل ستون قديمي با عرض 32 متر و طول 45 متر واقع شده است. سقف اين شبستان از آجر است و در آن چهل ستون مكعب با طول 2 متر و عرض 2 متر قرار گرفته است. اين شبستان چهار در دارد كه به صحن گشوده مي شود. بر سر در اين شبستان كتيبه اي است كه با خط ثلث پيچيده نگاشته شده است و هم اينك برخي از قسمت هاي آن تخريب شده است. اين كتيبه نيز در زمان حكومت شاه طهماسب صفوي (930-984 ه.ق) نگاشته شده و بيانگر مرمت مسجد در آن تاريخ است. در مغرب شبستان كوچك، در قرينه با شبستان چهل ستون، شبستان بزرگي با عرض 35 متر و طول 45 متر ساخته شده است. سقف اين شبستان آهن كوبي شده و در آن 12 ستون بتون آرمه پوشيده از سنگ مرمر قرار دارد. ازاره شبستان تا ارتفاع 3 متر از سطح زمين، با سنگ مرمر پوشيده شده است. در اين شبستان منبري 12 پلكاني از چوب و سنگ مرمر وجود دارد. بر روي ديوار و محراب اين شبستان نيز 13 كتيبه از آيات قرآني و احاديث با خط ثلث و نسخ بر روي كاشي نگاشته شده است. ضلع غربي داراي دو در است كه سر در يكي از آنها، يزدي بندي است و مقرنس كاري و كاشي كاري و معرق كاري شده است. اين در كه يكي از درهاي مهم مسجد است، بوسيله اداره باستان شناسي فارس مرمت شده است. بر فراز اين در كتيبه اي است كه آيات قرآني بر روي آن با قلم درشت و به خط ثلث عالي بر روي كاشي نگاشته شده است و تاريخ (1027 ه.) در پايان آن قيد گرديده است. در نزديكي و در امتداد همين كتيبه، كتيبه اي ديگر است كه قسمتي از آن باقي مانده و تاريخ 1026 ه.ق. در آن قيد گرديده است كه بيانگر تاريخ مرمت بنا در زمان حكومت شاه عباس كبير (996-1038 ه.ق) مي باشد. اين در در شبستان بزرگ جديد ضلع جنوبي گشوده مي شود. در ضلع غربي اين مسجد ده طاق نما وجود دارد و در پشت آنها نيز شبستان كوچكي قرار گرفته است. در يكي از اين طاق نماها دالان در ورودي است. در ضلع شرقي مسجد نيز طاق نماي بزرگي قرار دارد كه در پيشاني آن اندكي كاشي كاري شده است و هم اينك نيز مورد مرمت قرار گرفته است. در شمال اين طاق نما، چهار طاق نماي كوچك است و يك راه پله كه در زاويه آن يكي از درهاي مسجد قرار گرفته است. در ضلع جنوبي طاق نما نيز، چهار طاق نماي كوچك است كه يكي از اين طاق نماها دالان در دوم ضلع شرقي مسجد است و يكي ديگر از اين طاق نماها در شبستاني است كه در زاويه جنوب شرقي مسجد قرار گرفته است.

بازار مسگرها : از بازارهاي شيراز است كه در محله درب شاهزاده قرار گرفته است. اين بازار بقاياي بازار قيصريه است كه توسط امام قلي خان در غرب مدرسه خان ساخته شده است. اين بازار كه از آجر و گچ ساخته شده است، بازار مرغ و اردوبازار را به يكديگر متصل مي نمايد به گونه اي كه اردوبازار در جنوب بازار وكيل و در مقابل بازار مرغ قرار مي گيرد و در امتداد شرق و غرب نيز بازار مسگرها قرار مي گيرد. اين بازار در زمان قاجاريه بر اثر زلزله ويران شد و در سال 1299 ه.ق. مرمت شد. اين بازار هم اينك مركز فروش اسباب منزل است. اين بازار شباهت فراواني از نظر اجرايي با بازار وكيل دارد با اين تفاوت كه از هر ابعادي و مقياسي، در مقياس كوچكتري نسبت به بازار وكيل ساخته شده است. سقف اين بازار همانند بازار وكيل داراي طاق تويزه است و در بالاي عرقچين آن حورنورهايي ديده مي شود در بالاي دكانها نيز همان دريچه ها ديده مي شود. تفاوت ديگر اين بازار با بازار وكيل در اين است كه مغازه هاي اين بازار اكثرا" يا هم سطح زمين و يا پايين تر از سطح زمين ساخته شده اند. كه البته اين مسئله شايد به نوع كالايي كه د راين مغازه ها عرضه مي شده بر مي گردد. همچنين سردر ورودي مغازه ها يك قوس كجاوه اي است كه با يك پاكار پهن به زمين مي رسد. بازار ديگري به نام قيصريه به اين بازار از سمت راست متصل مي گردد كه داراي 12 جفت مغازه است كه اكثرا" سطحي بالاتر از سطح زمين دارند و مغازه ها داراي ارتفاع نسبتا" بلندي نسبت به بازار مسگرها مي باشند. در قديم ارتفاع مغازه ها را با توجه به جنسي كه در آنجا فروخته مي شده در نظر مي گرفتند. به عنوان مثال مغازه هاي نانوايي همواره پايين تر از سطح زمين بوده اند و مغازه هاي عطاري بالاتر از سطح زمين. قيصريه همانند راسته درسته و غيره به نوعي بازار اطلاق مي شود كه در آن اجناس ظريف ساخته و عرضه مي شدند مثل طلا و جواهرات و پارچه و ... قيصريه ها بايد حتما" درب ورود و خروج جداگانه داشته باشند كه البته در بازار ذكر شده چنين دربي مشاهده نشده است.

بازار مشير نو : از بازارهای شيراز در دوره قاجاريه است. اين بازار در محله درب شاهزاده و در ضلع شرقی سرای مشير قرار گرفته است و معماری آن مانند بازار وکيل است . اين بازار داری هشتی هشت ضلعی است که بازار را به دو بخش تقسيم کرده و به گونه ای که درسمت غرب به سرای مشير و از سمت جنوب به اردوبازار منتقل می گردد. اين هشتی که بازار مشير را به بازار نو مشير متصل می کند داری سقف مرتفعی است که بر فراز آن گنبد کم خيز نسبتاً بزرگی وجوددارد که اين گنبد به وسيله کاربندی که به جرز ديوار متصل می شود. بر فراز گنبد کاشی کاری معقلی نيز روزنی وجود دارد که روی آن يک بار گير چند وجهی مشاهده می شود کف هشتی نيز مانند کف سرای مشير از قلوه سنگ پوشيده شده است. در اين هشتی چهار حجره وجود دارد که به فاصله 2 پله از سطح زمين قرار گرفته اند. بالای اين حجره ها منبت کاری با آجر ديده می شود. در ورودی چوبی بزرگتر نيز در ورودی بازار چهار سوق وجود دارد . سر در ورودی ضلع جنوبی بازار پسی از اردوبازار، کاشی کاری شده است. قرار دارد که بر روی آن نوشته شده است بازار نو مشير درسال يک هزار و سيصد و هفتاد و يک هجری شمسی مطابق هزار و چهارصد و سيزده هجری قمری تکميل و افتتاح شد. موقوفه مرحوم سلطان الحاجيه و معدل الملک . اين ضلع دارای دالانی است که سنگ فرش شده است. سقف دالان نيز دارای عرق چين هايی است که در چهارگوش آن ترنج هايی آجر کاری شده است. در پيشانی سر در نيز دو لچکی از کاشی هفت رنگ وجود دارد. همچنين تصويری از خسرو و شيرين و تصوير ديگر از يوسف و زليخا در اين ضلع يافت می شود. دراين راسته 10 طاق نما نيز وجود دارد . هم اينک در بخش جنوبی ديواری نصب شده و آن را به دو بخش تقسيم کرده است بر سر در راسته شمالی باز نيز کتيبه ای است که در آن نوشته شده است :  و الباقيات الصالحات خير عند ربک ثواباً و خير مرداً سال 1311 ه . ق . بازار مشير، موقوفه حاجی معدل المک و سلطان الحاجيه . ضلع شرقی بازار شمالی دارای 6 حجره و ضلع غربی دارای 5 حجره است. در ميان جرزها مغازه ها، طاقچه ای کوچک و برجسته برای چراغ های پيه سوز وجود دارد. درابتدای بازار يک آبنمای کوچک هشت ضلعی ديده می شود. پس از تعميراتی که در اين بازار صورت گرفته است، کف حجره ها و ايوان ها، سنگ فرش شده است. در اين بازار انواع صنايع دستی و هنری يافت می شود. اين بازار با دری به سبک قديم، از هشتی مذکور جدا می شود.

آرامگاه بی بی دختران: از بقاع متبرك شيراز است كه در كوچه اي منشعب از خيابان شهيد دستغيب در پشت بيت العباس در نزديكي مسجد ايلخاني قرار گرفته است. بي بي خديجه، ام عبدالله از فرزندان زبن العابدين (ع) است كه به بي بي دختران معروف است اين بقعه داراي گنبدي بلند است. اين بنا در زمان زنديه ساخته شده است. بنياد بقعه را زني از سلاطين نهاده و چون به دليل زلزله تخريب شده، محمدقلي خان ايلخاني عمارت را تجديد و تعمير كرد. در ابتدا اطراف بقعه قبرستان بوده. اين بقعه داراي دو طبقه بر روي سطح زمين و يك زيرزمين مي باشد. حياط آن نيز داراي حوضي مربعي در جلو بقعه و دو باغچه در طرفين آن است. مقبره ام عبدالله در زيرزميني حياط قرار گرفته است. ازاره داخل بقعه تا ارتفاع يك و نيم متري از سنگ گندمك ساخته شده است، پوشش روي ارامگاه چوبي است كه طول و عرض آن حدود 4 متر و 1.5 متر و ارتفاع آن 2 متر است. در اطراف مقبره نيز، سنگ قبرهايي وجود دارد كه تصاويري بر روي آنان حجاري شده و اكنون در ازاره ها در پله ها كارگذاشته شده است. در بيرون از بقعه، در ضلع شمال قبر عبدالله مبارك قرار دارد. اين بقعه تاكنون چندين بار از جانب اداره اوقاف مرمت شده است و هم اينك نيز در حال مرمت است.

آرامگاه ابن خفيف : در محله درب شاهزاده، كوچه غربي پشت بازار وكيل ( از سمت بازار نو ) قرار گرفته است. آرامگاه او در خانقاهي كه در سال 371 ساخته شده بود قرار دارد. در قرون گذشته مزار شيخ در محوطه وسيعي بود كه زماني خانقاه و زماني گورستان بود. در قرن 6 ه.ق. زنگي بن مودود (حك 566 ه.ق) آرامگاه شيخ را مجددا" ساخت و چند قطعه زمين را بر آن وقف كرد. در قرن 8 ه.ق. شيخ بهلول فرمانرواي شيراز (714 و 719) قبه اي بر سر تربت شيخ قرار داد. از ابتداي سلطنت صفويه، به دليل تعصب شديد صفويان به گرايش به مذهب تشيع، از رونق خانقاه شيخ كاسته شد. چون شيخ از پيروان مذهب تسنن بود و قبرستان ابن خفيف كوچكتر شد. در زمان كريم خان زند (مك 1162 - 1193) گورستان خفيف و قسمتي از خانقاه مسطح شد و به ميدان توپخانه و بازار و ارگ تبديل شد و فقط قبر شيخ در كوچه پشت ميدان توپخانه در اطاق كوچكي باقي ماند. و بر سر قبر نيز حجره كوچكي ساخته شد. در سال ...؟ براي ساختن دبيرستان شاپور قسمتي از ميدان توپخانه (شهرداري فعلی) را اشغال كردند و خانقاه شيخ در شمال شرقي مدرسه واقع شد و تنها راه ورود به آن كوچه اي در شمال بازار وكيل بود. در سال 1337 از سوي اداره باستان شناسي فارس تعميراتي بر روی آن صورت گرفت. اتاقي كه سنگ قبر در آن قرار داشت حدود 30 سانتيمتر بالا آورده شد و با كاشي فيروزه اي فرش گرديد. همچنين براي تهويه فضا و روشنايي اتاق پنجره اي نصب كردند و كف اتاق ورودي با كاشي هاي سيماني پوشيده شد. همچنين براي ورود به مقبره درب محكم و مناسبي نصب كردند. نقشه ساختمان جديد توسط مهندس فرزان مهر و زير نظر مهندس فروغي تهيه و طرح ريزي شده بود. هم اينك سطح مقبره شيخ در حدود 45 سانتي متر بالا آمده و طول و عرضي يكسان به اندازه 140 سانتيمتر دارد. ساختمان جديد آجري كه بر فراز آرامگاه واقع شده، سه پله از سطح زمين بالاتر است در كنار ورودي نيز بنايي آجري وجود دارد كه كتابخانه اين بناست و عمود بر ان نيز در جبهه مقابل ورودي در اتاق وجود دارد كه متعلق به نگهبان بنا است. در دو سوي آرامگاه دو باغچه وجود دارد كه فضاي مابين آنها راهي است كه به آرامگاه ختم مي شود. اشخاصي كه در كنار قبر ابوعبدالله خفيف به خاك سپرده شده اند عبارتند از: حكيم متأله، ميرزا علي انصاري، محمودشاه اينجو پدر شيخ ابواسحاق اينجو (735)، ابوحيان توحيدي، شيخ حسين بن محمدبن احمد معروف به بازيار (391)، شيخ ابي احمد فضل بن محمد معروف به ابي احمد كبير (م 377)، شيخ ابي احمد حسن بن علي معروف به ابي احمد صغير (384) كه هم اينك اثري از آنها وجود ندارد.

 باغ ارم : در شمال غربي شيراز و در انتهاي خيابان ارم و در تقاطع بلوار شرقي - غربي باغ ارم و بلوار شمالي - جنوبي جام جم و آسياب سه تايي، باغ ارم قرار گرفته است. اين باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگي كه در گذشته توسط شدادبن عاد پادشاه عربستان به رقابت با بهشت ساخته شده و ارم ناميده شده بود، به باغ ارم مشهور گرديده است. تاريخ ساخت اين باغ را به دروه سلجوقيان نسبت داده اند چرا كه در آن زمان، باغ تخت و چند باغ ديگر توسط اتابك قراجه حكمران فارس - كه از سوي سنجر شاه سلجوقي به حكومت فارس منصوب شده بود، احداث شد و احتمال ايجاد اين باغ به درخواست وي و در آن زمان، زياد است. همچنين احتمال مي رود كه اين باغ در زمان كريم خان زند مرمت شده باشد. در اواخر سلسله زنديه، بيش ا ز75 سال اين باغ در تصاحب سران ايل قشقايي بود، بناي اوليه عمارت باغ ارم توسط جاني خان قشقايي اولين ايلخان قشقايي و پسرش محمدقلي خان و در زمان فتحعليشاه قاجار احداث شده است. معماري بنا نيز توسط شخصي به نام حاج محمد حسن كه از معماران معروف بود، صورت گرفته است. در زمان ناصرالدين شاه قاجار، ميرزا حسن علي خان نصيرالملك، آن باغ را از خاندان قشقايي خريد و ساختمان كنوني را به جاي عمارت قبلي ساخت، اما تزئينات ناتمام باغ پس از فوت حسنعلي خان در سال 1311 توسط ابوالقاسم خان نصيرالملك پايان يافت. باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصيرالملك به پسرش عبدالله قوامي رسيد و بعد از مدتي دوباره يكي از خوانين ايل قشقايي به نام محمد ناصر خان آن را خريد. عمارت اصلي باغ ارم طبق معماري دوره صفويه تا قاجاريه بنا شده است. اين ساختمان داراي سه طبقه است كه طبقه زيرين داراي حوض خانه اي براي استراحت در روزهاي گرم تابستان است كه در آن آب نماي زيبايي است و طاق آن با كاشي هاي هفت رنگ مزين شده است. جوي آبي نيز از وسط آن مي گذرد و سپس به آب نماي بزرگ جلوي عمارت مي ريزد. طبقه دوم داراي ايواني دوستوني با سقف مسطح است كه در پشت آن تالاري قرار دارد و دو طرف آن دو راهرو، 4 اتاق در دو طرف راهرو و دو ايوان كوچك و دو طبقه ساخته شده است و بر فراز اين دو راهرو، دو گوشواره به عنوان طبقه سوم وجود دارد. قسمت جلويي ستون هاي اين دو طبقه با كاشي هاي هفت رنگ مزين به مجالسي از سواران، زنان و گل ها شده است. طبقه سوم، داراي يك تالار بزرگ مانند تالار طبقه دوم است كه پنجره هاي آن به ايوان اصلي باز مي شود. در دو طرف آن ينز دو راهرو وجود دارد. دو ايوان كوچك نيز در هر طرف ايوان بزرگ همانند طبقه سوم قرار دارد. در پيشاني عمارت، هلالي هايي وجود دارد كه به سنتوري معروف است و داراي سه مجلس بزرگ و دو مجلس كوچك كاشيكاري با كاشي هاي لعابدار رنگي است. در هلالي ميدان كه بزرگترين هلالي است، نقش ناصرالدين شاه، سوار بر اسب سفيدي ديده مي شود كه نيم تاجي نيز در جلو كلاه خويش دارد. در اطراف آن، سه نقش ديگر كه برگرفته از داستان هاي فردوسي و نظامي است، ديده مي شود. در دو طرف اين مجلس، دو مجلس كوچك وجود دارد كه در وسط يكي از آنها نقش داريوش هخامنشي برگرفته از نقوش تخت جمشيد وجود دارد. دو مجلس ديگر كه در اطراف اين مجلس است، تصوير شكار آهويي توسط پلنگي را بر روي كاشي هايي با طرح اسليمي نشان مي دهد. در ضلع شمالي عمارت و چسبيده به آن هشت باب اتاق قرار دارد كه در حال حاضر مورد استفاده جهت امور اداري باغ گياهشناسي ارم است. در پشت ساختمان اصلي، ساختمان و محوطه اندرون قرار دارد. در جلو اين عمارت، حوض وسيعي قرار گرفته كه با كاشي آبي رنگ كاشي كاري شده است. ازاره هاي جلوي عمارت اصلي از سنگ گندمك يكپارچه است كه بيش از دو متر بلندي دارد. تعداد آنها 8 تاست كه بر روي 6 تاي آنها كتيبه هايي از اشعار حافظ، سعدي و شوريده به خط نستعليق ميرزا علينقي شريف شيرازي نوشته شده است. در تخته سنگ آهكي نيز نقشي وجود دارد و در وسط آنها پنجره آهني قرار گرفته. اين نقوش كه تقليدي از نقوش تخت جمشيد است، تصوير مردي نيزه به دست با لباس و كلاه يك مرد عشايري را نشان مي دهد. در سال هاي 50-1345 ه. ش. اين باغ در زير نظر مسؤولين دانشگاه شيراز تعمير شد. هم چنين در سال 1358 به وسيله سازمان ميراث فرهنگي مرمت گرديد، هم اكنون اين باغ به عنوان باغ گياهشناسي مورد استفاده قرار گرفته است. اين باغ در تاريخ 1353.8.12 به ثبت تاريخي رسيده است.

 دروازه قرآن : در شيراز، در نزديكي تنگ الله اكبر و در ميان كوه هاي باباكوهي و چهل مقام واقع شده است. وجه تسميه اين دروازه وجود قرآني بر بالاي طاقي مرتفع است. اين دروازه شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه اي در وسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است. اين طاق در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در فارس، ساخته شد و قرآني نيز در آن جاي داده شد تا مسافرين به بركت عبور از زير آن سفر را به سلامت به پايان برند و در موقع سفر از زير قرآن بگذرند. به مرور زمان طاق شكسته و تخريب شد. در دوره حكومت زنديه كريمخان زند (1172 – 1193) مجددا" آن را بازسازي نمود و در قسمت فوقاني آن اطاقي ساخت و دو جلد قرآن نفيس به خط ثلث و محقق، اثر سلطان ابراهيم بن شاهرخ گوركاني  را در آن اتاق جاي داد. اين قرآن ها به قرآن هفده من مشهورند. در سال 1316 كه طرح توسعه راه شمالي شيراز در دستور كار دولت قرار گرفت، اين طاق خراب شد و قرآن مذكور نيز به موزه پارس منتقل گرديد. در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز را تكان داد، اين دروازه آسيب هايي ديد اما به وسيله محمد زكي خان نوري مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت. در سال 1327 ه.ش. يكي از بازرگانان شيراز به نام حسين ايگار، مشهور به اعتمادالتجار، با هزينه شخصي خود طاق كنوني را بازسازي كرد و چند آيه از قرآن كريم را كه با خط ثلث و نسخ بر روي كاشي نوشته شده بود، بر بدنه طاق نصب كرد.

 آرامگاه حافظ : آرامگاه شاعر بزرگ، خواجه شمس الدين محمد حافظ است كه در شمال شهر شيراز، پايين تر از دروازه قرآن، در خاك مصلي (يكي از قبرستان هاي معروف شيراز) قرار دارد و مساحت آن 19116 متر مربع مي باشد. 65 سال پس از وفات حافظ، يعني در سال 856 ه.ق. 1452 م. شمس الدين محمد يغمايي وزير ميرزا ابوالقاسم بابر گوركاني (پسر ميرزا بايسنغر نواده شاهرخ بن تيمور) حاكم فارس، براي اولين بار عمارتي گنبدي شكل را بر فراز مقبره حافظ بنا كرد و در جلو اين عمارت، حوض بزرگي ساخت كه از آب ركن آباد پر مي شد. (شيراز شهر جاويدان، علي سامي، ص 366). اين بنا يك بار در اوايل قرن يازدهم هجري، در زمان حكومت شاه عباس كبير و ديگر بار، 350 سال پس از وفات حافظ به دستور نادرشاه افشار مرمت شد. در سال 1187 ه.ق. كريم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهي به سبك بناهاي خود ساخت و بر تربتش سنگي مرمرين نهاد كه امروز نيز باقي است. هم چنين تالاري با چهار ستون سنگي يكپارچه بلند ساخت كه از طرف شمال و جنوب گشاده بود و در دو سوي آن، دو اتاق بنا كرد به گونه اي كه مقبره حافظ در پشت اين بنا قرار مي گرفت و در جلو آن باغ بزرگي را احداث نمود. پس از كريم خان زند در سال 1273 ه.ق. طهماسب ميرزا (مؤيدالدوله) حكمران فارس، آرامگاه حافظ را بار ديگر تعمير و مرمت كرد و در سال 1295 ه.ق. 1878 م. معتمدالدوله فرهاد ميرزا فرمانرواي فارس در گرداگرد مقبره حافظ، معجري چوبي ساخت. پس از آن در سال 1317 ه.ق (اردشير) زردشتي يزدي، بار ديگر بارگاه حافظ را مرمت كرد و بر فراز آرامگاهش، معجري بنا كرد اما حاج سيد علي اكبر فال اسيري به دليل زردشتي بودن اردشير، بناي مرمت شده را ويران ساخت.  اين بنا تا سال 1319 ه.ق. 1091 م. همچنان ويران باقي ماند تا اينكه شاهزاده ملك منصور ملقب به شعاع السلطنه حاكم فارس، به ياري علي اكبر مزين الدوله نقاش باشي، معجري آهنين بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و كتيبه اي بر آن قرار داد.  در سال 1310 ه.ش. دبير اعظم بهرامي استاندار فارس بر ديوار جنوبي حافظيه سر در بزرگي از سنگ نصب نمود و در جهت آبادي نارنجستان آن تلاش كرد.  در سال 1314 ه. ش. سرهنگ علي رياضي (رئيس فرهنگ فارس) با همياري علي اصغر حكمت و نظارت علي سامي و با طراحي آندره گدار فرانسوي، بازسازي بناي حافظيه را آغاز كردند. بناي كنوني حافظيه بنا بر اسلوب عهد كريم خان زند است. سنگ قبر حافظ به ارتفاع يك متر از سطح زمين قرار گرفته و به وسيله پنج رديف پلكان مدور احاطه شده است. بر فراز بارگاهش گنبدي مسي به شكل كلاه دراويش (ترك ترك) بر روي هشت ستون به ارتفاع ده متر، بنا شده است و از درون با كاشي هاي هفت رنگ معرق كاشي كاري شده است. رواق چهار ستونه كريم خان زند به صورت تالاري وسيع، داراي بيست ستون سنگي بلند، 56 متر و طول و 7 متر عرض در آمده است به گونه اي كه چهار ستون عهد كريم خاني در وسط اين بنا قرار گرفته است. بر روي ديوارهاي دو طرف رواق، سنگ هاي مرمرين نهاده شده است و بر فراز اين سنگ ها، كتيبه اي قرار گرفته. در زير زمين رواق آب انبار حافظيه قرار گرفته است. آب انبار حافظيه اين تالار بيست ستونه، حافظيه را به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم كرده، به گونه اي كه مقبره حافظ در ناحيه شمالي قرار گرفته است. هم چنين در اين قسمت كتابخانه اي با مساحت 440 متر مربع حاوي ده هزار جلد كتاب وجود دارد كه به عنوان مركز حافظ شناسي مورد استفاده قرار مي گيرد. درخت هاي نارنج و دو حوض مستطيل بزرگ شرقي و غربي نيز در اين قسمت وجود دارد كه اين حوض ها منبع آب حوض هاي بزرگ باغ ورودي است. قهوه خانه سنتي با مساحت 330 متر مربع نيز در اين ناحيه قرار گرفته است.  سمت چپ اتاق بزرگي متعلق به آرامگاه قوام با دو اتاق به جانب آن و شش اتاق ديگر كه سه تا به آرامگاه و سه تاي ديگر به نقاشي، مينياتوري، معرق سازي و ميناسازي تعلق دارد، است . در پشت اين آرامگاه (آرامگاه قوام) فضاي سبزي با يك حوض در ميان وجود داردكه آرامگاه غلامحسين صاحبديواني و آرامگاه قوام وجود دارد.  در سمت راست مقبره، ديوار داراي 14 طاقنماست كه آرامگاه خاندان معدل نيز در همين قسمت است. بر ديوارهاي اين بخش از حافظيه غزل هايي از ديوان حافظ بر روي كاشي و سنگ مرمر نوشته شده است. در قسمت جنوبي حافظيه، باغچه هاي بزرگي وجود دارد كه گرداگرد آنها گل كاري شده است و مابين آنها دو حوض مربع مستطيل بزرگ است. (سنگ هاي لبه اين حوض ها همان سنگ هاي حوض باغ شمالي موزه پارس است كه پس از امتداد خيابان كريم خان زند به سمت بازار وكيل، آن را خراب كرده، به حافظيه منتقل كردند) و در دو طرف حياط، نارنجستان بزرگي وجود دارد. ديوارهاي جنوبي و در ورودي باغ از نرده هاي آهني ساده ساخته شده است و بر نماي خارجي تالار، رو به سمت باغ ورودي غزل

گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس                         زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس

نگاشته شده است. مساحت بخش جنوبي از در ورودي باغ تا پلكان هاي رواق مياني، 9983 متر مربع مي باشد. در جوار تربت حافظ عده اي از مشاهير به خاك سپرده شده اند كه برخي از آنها عبارتند از: شيخ محمد اهلي شيرازي، ميرزا نصير ملقب به فرصت الدوله، حجه الاسلام آقا سيد علي مجتهد كازروني، آقا محمد هاشم ذهبي، سالار جنگ، محمد خليل رجايي، حميدي شيرازي، ميرزا محمد شفيع وصال شيرازي، دكتر لطفعلي صورتگر، فريدون توللي، رسول پرويزي، علي محمد قوام الملك و فرزندانش.

 ارگ کريمخاني : ارگ کريمخاني قصر سلطنتي و اندروني كريم خان زند (م. 1193) حاكم شيراز بوده است كه در سال 1180 ه.ق به دستور وي ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقي شيراز، در حوالي ميدان شهدا واقع شده است. كريم خان زند براي ساختن قصر خود ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد.

ميدان كريم خاني به عنوان تأسيسات و ارسن شهري شامل سه بخش مي شد:

1. بخش سياسي كه شامل عمارت كلاه فرنگي و ديوانخانه بود.

2. بخش اقتصادي كه شامل بازار وكيل مي شد.

3. بخش نظامي كه شامل ميدان مشق مي شد. 

در اين ميدان، ارگ به عنوان خانه پادشاه و هسته اصلي ميدان عمل مي كرد. درساختن ارگ، معماري نظامي و معماري مسكوني هر دو با هم به كار رفته است چرا كه ارگ خانه پادشاه مي بود و بايد از ضريب امنيتي بالايي برخوردار باشد. بنابراين ديواره هاي بيروني  كه همانند ديوارهاي يك قلعه نظامي است، بسيار مرتفع است.ديواره بنا در پايين 3 متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا به 2.8 متر مي رسد. و در قسمت بالا ديواركي جانپناه دارد كه محل استقرار سربازان بوده، تيركش هايي نيز در اين ديوار تعبيه شده كه برخي كوچك هستند و حالت مورب دارند كه محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و ديگر سوراخ هاي بزرگتري كه براي راندن دشمن بوده است. هشتي ورودي آن فضاي بزرگي است كه يك در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مكان فروش بليط است و در مقابل دري دارد كه به پشت بام مي رفته. همچنين در داخل هشتي چند طاق نما براي نشستن وجود دارد. هشتي ارگ نسبت به هشتي ديگر خانه ها تزيينات كمتري دارد. در قسمت باره بند اتاق هايي مخصوص سر مهتر وجود داشته كه هم اينك ويران شده است. اين مكان در زمان پهلوي به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختماني احداث شده بود كه به هنگام مرمت ويران شد. 4. حياط خلوت در پاي 4 برج وجود دارد كه حالت خدماتي دارند، بجز يكي از آنها كه به هشتي راه مي يابد و در واقع باره بند بوده. اين اطاق كه .........؟ اتاق و دستشويي داشته، مخصوص خدمه بوده. برج ها داراي سه طبقه اندكي راه آنها از درون همين حياط خلوت هاست. از داخل حياط پلكاني به طبقه دوم مي رود و از آنجا به وسيله يك رشته پلكان به طبقه سوم مي روند يعني از طبقه اول به طبقه دوم راهي وجود ندارد. در حمام داخل ارگ از طريق يكي از همين حياط خلوت ها بوده كه بعداً در ديگري از داخل خود حياط ارگ به حمام گشوده مي شود. اين حمام همانند ساير حمام ها داراي سر بينه و گره خانه است. سر بينه آن نيز شامل يك رختكن و يك حوض چندضلعي در وسط مي باشد كه به وسيله آهكبري تزيين شده است. از آنجا نيز وارد برزخ سوم شده كه يك راه به واجبي خانه و يك راه به تخت گرم خانه حمام دارد. در درون گرمخانه سر در خزينه وجود دارد. در زير خزينه آب گرم تون حمام قرار گرفته است. ارگ كريمخاني قلعه اي مستطيل شكل است كه در هر يك از اضلاع آن برجي از آجر به ارتفاع 15 متر ساخته شده است. مابين اضلاع شمالي، جنوبي و غربي، ايوان بزرگي متشكل از يك تالار و 2 اتاق سه دري بزرگ قرار دارد. در جلو هر سه ايوان مزبور دو ستون سنگي محكم به ارتفاع 8 الي 9 متر به چشم مي خورد. همچنين طبق معماري دوران زنديه حوضي 4 گوش در جلو هر ايوان ساخته شده است كه آب آنها از آب ركناباد تأمين مي شده. ضلع شرقي ارگ ديوار بلندي است كه درب ورودي در وسط آن قرار دارد. بر بالاي سردر ورودي صحنه اي از جنگ رستم و ديو سفيد به وسيله كاشي هاي هفت رنگ لعابدار تصوير شده است. حمام خصوصي پادشاه و راهرو و اتاق نگهبانان نيز در پشت همين ديوار ساخته شده اند. در جلو اين ايوان نيز دو ستون چوبي قرار دارد و حوضي چهارگوش نيز در جلو ايوان خودنمايي مي كند. مساحت حياط قصر 12.8 × 93.6 متر است. شالوده و ديوارهاي ارگ از سنگ ساخته شده اند و براي ساختن بقيه بنا از خشت پخته استفاده شده است. تزيينات داخلي، شامل قاب ها، ازاره هايي از سنگ مرمر يزد و تبريز و آيينه هاي بزرگي از روسيه، تركيه عثماني و اروپاست. نقاشي قسمت هاي بالا و سقف اتاق ها با آب طلا و لاجورد و رنگ هاي گياهي و معدني رنگ آميزي شده اند. نقش هاي اطاق ها اغلب گل و گياه و به شكل ترنج و اسليمي است. ارگ از نوع بناهاي سه ايوانه است كه ضلع ورودي آن به بخش خدماتي اختصاص دارد. پس از منقرض شدن حكومت زنديه و روي كار آمدن سلسله قاجاريه ارگ به دارالحكومه تبديل شد و مكاني براي استقرار يافتن واليان و حاكمان فارس گرديد و تا اوايل سلطنت پهلوي نيز وضع به همين منوال بود. در زمان استانداري شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما (متولد 1236 ، متوفي 1318 ه.ش) به دستور وي كاشي كاري هاي ارگ ترميم شد. در واقع در زمان حكومت قاجاريه به دليل خصومت قاجاريان با زنديان، نقاشي ها و كاشي كاري هاي زنديه كلنگي شدند و نقاشي ها و تزئينات قاجاريه جاي آن را گرفتند. امروزه يكي از اركان مرمت بناهاي زنديه آن است كه نقاشي ها و تزيينات آنها را از زير نقاشي هاي قاجاريه بيرون آورده و به نمايش بگذارند. در زمان سلطنت رضاخان پهلوي بين سال هاي 1320-1304 و بعد از آن ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختيار شهرباني قرار گرفت. در طول اين مدت تمام آثار نقاشي و مقرنس كاري اتاق ها را با گچ پوشاندند و اكثر اتاق ها و تالارها به وسيله چندين ديوار به صورت سلول هاي كوچكي در آمد. در سال 1350 ساختمان ارگ در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت و كار مرمت و بازسازي آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازي بنا در سال 1356 آغاز شد. در بازسازي ارگ براي حفظ اصالت بنا دقت فراواني شده و نقاشي هاي زيباي آن از زير گچ كاري ها بيرون آمده است.

 آرامگاه خواجو كرماني : آرامگاه خواجو در شمال شيراز، در دامنه كوه صبوي و در ابتداي جاده شيراز - اصفهان، در تنگ الله اكبر قرار گرفته است. قبر وي مشرف بر دروازه قرآن مي باشد. آب چشمه معروف ركناباد نيز از كنار مقبره خواجو مي گذرد. اين آرامگاه در سال 1315 شمسي با اعتبارات اداره فرهنگ فارس ساخته شد. محل آرامگاه در محوطه اي بدون سقف قرار دارد. در وسط صفه آن سنگ قبري است كه بالاي آن محدب و داراي برآمدگي است. روي اين سنگ كتيبه اي كه بيانگر قبر خواجو باشد وجود ندارد. در بالا و پايين قبر نيز دو ستون سنگي كوتاه قرار دارد كه طبق رسم آن زمان در بالا و پايين قبور عرفا و شعرا وجود داشته است. در سال 1337 شمسي اداره باستان شناسي فارس اقدام به ساخت يك اطاق در قسمت شمالي محوطه آرامگاه كرد. در پيشاني اين اطاق دو غزل از غزليات خواجو به خط نستعليق بر روي كاشي هاي آنجا نوشته شده است. كه هم اينك اين اتاق تبديل به فرهنگسراي خواجو گرديده است. كمي بالاتر از مقبره خواجو 3 غار به چشم مي خورد. يكي از آنها غاري است كه محل عبادت و رياضت زهاد و مشايخ بوده و خواجو نيز مدتي در آن جا به عبادت مشغول بوده است. غار ديگر كه در دهانه آن طاقي ضربي از نوع طاق كجاوه اي از سنگ و آجر زده شده محل قبر خواجه عمادالدين محمود، وزير معروف شاه شيخ ابواسحاق اينجو است.  در كنار اين غار نقش برجسته اي از جنگ رستم و شير ديده مي شود كه به دستور حسينعلي ميرزا فرمانفرماي فارس در سال 1218 ه.ق ساخته شده است. در كنار آن نيز نقش برجسته ناتمامي از فتحعلي شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم مي خورد. در دو طرف اين نقش برجسته دو نيم ستون به سبك ستون هاي دوره زنديه در درون كوه كار شده است. در سال 1370 به همت دانشكده ادبيات دانشگاه كرمان، كنگره بزرگداشت خواجو در كرمان برگزار شد و مراسم اختتاميه اين كنگره در شيراز انجام شد. با همين انگيزه به همت شهرداري شيراز و استانداري فارس، آرامگاه خواجو مرمت و بازسازي شده كه شامل بازسازي كف و بدنه و ايجاد يك سري ديواره هاي عمودي با مصالح سنگ است. هم چنين مجسمه اي از سر و صورت خواجه از سنگ تراشيده شده، در اين مكان قرار گرفته است. بناي آرامگاه خواجوي كرماني به شماره 916 در فهرست آثار تاريخي به ثبت رسيد.

نارنجستان قوام : يا باغ قوام از عمارات دوره قاجاريه شيراز است كه در محله بالاكفت و در قسمت شرقي انتهاي خيابان لطفعلي خان زند واقع است. احداث اين بنا توسط علي محمد خان قوام الملك 1267-1257 شروع شده و در حدود سال 1300 ه.ق. توسط ميرزا محمدرضا خان نوه قوام الملك اول و پدربزرگ قوام تكميل شده است. اين بنا يك بار توسط ابراهيم قوام مورد مرمت قرار گرفته است. ساختمان نارنجستان در حدود 940 متر مربع در زميني به مساحت 3500 متر در دو قسمت شمالي و جنوبي بناشد، باقي مانده آن در حدود 2560 متر محوطه سازي شده. اين بنا با 3085 متر مساحت، در دوره قاجاريه به بيروني معروف بوده و با عمارت اندروني كه همان خانه زينت الملوك بوده و در طرف غرب آن بنا قرار گرفته كوچه اي فاصله داشته است كه توسط راه زيرزميني بدان راه مي يافتند. از ويژگي هاي اين مجموعه عمود بودن محور بيروني و اندروني آن بر يكديگر است. اين عمارت بيروني به منظور انجام امور تجاري و نيز برگزاري تشريفات و جشن ها و استراحت و پذيرايي از ميهمانان ساخته شده است. در ورودي اصلي باغ رو به جنوب در راستاي محور اصلي بنا به يك دالان يا هشتي گشوده مي شود. سر در ورودي آن داراي تزئينات آجركاري است. بر پيشاني در ورودي كتيبه اي از سنگ مرمر سرخ رنگ شامل آياتي از قرآن قرار گرفته كه در دو طرف آن ابياتي از آسوده شيرازي درباره باني باغ و تاريخ احداث آن حجاري شده است. هم چنين تاريخ سال 1305 ه.ق در اين قسمت ديده مي شود. بر روي ازاره سنگي دو طرف درگاه، نقش دو سرباز تفنگ به دست دوره قاجاريه، حجاري شده است. در ورودي از چوب ساج است كه بر روي آن منبت كاري صورت گرفته است. سقف هشتي يا دالان ورودي آجركاري و كاشي كاري به صورت ستاره و مقرنس كاري گچي شده است. در پشت دالان (رو به حياط) تصويري از سه خدمتكار كه گلاب و شراب و شربت به دست دارند، كاشي كاري شده است. اين هشتي به وسيله دو راهرو به محوطه باغ ارتباط مي يابد. اين باغ در سه ضلع شمالي، شرقي و جنوبي داراي ساختمان است و در طول حياط داراي بيست و يك عدد طاق نما است. در دو طرف هشتي، شش اتاق وجود دارد كه در جلو هر يك از آنها ايوان هاي وسيعي قرار گرفته كه در گذشته از اين اتاق ها به عنوان دفتر كار استفاده مي شده و ايوان هاي مقابل اين اتاق ها نيز جهت اتاق انتظار مورد استفاده قرار مي گرفته است. در جلو هر ايوان چهار ستون چوبي و دو نيمه ستون ديده مي شود. اين ستون هاي چوبي در دوره قاجاريه منبت كاري شده است. اين بخش از عمارت كه ضلع جنوبي بنا است داراي ديوارهايي گچ كاري شده است. كف ايوان ها با كاشي هاي سفيد و آبي پوشيده شده است. ازاره بنا با سنگ پوشيده شده و پنج باب پنجره سنگي حجاري شده، به عنوان نورگير در جلو ايوان ها نصب شده است. ساختمان جنوبي باغ به وسيله راه پله اي به زمين هاي طرفين راهروها راه دارد. در وسط اين ساختمان يك طاق نماي بزرگ و دو طاق نماي كوچك ايجاد شده كه به سبك دوره زنديه، كاشي كاري شده است. در طاق نماي بزرگ نقوش سه تن از خدمتكاران دوره زنديه بر روي كاشي ديده مي شود كه لباس هاي بلندي دارند و در دست يكي از آنها قدحي و در دست ديگري جامي است و شخص سوم نيز ظرفي پر از ميوه در دست دارد. در بالاي اين طاق نما دو لچكي كاشي كاري با مناظري از طبيعت و تصويرهايي برگرفته از داستان هاي شاهنامه (رستم، حضرت سليمان) و نيز مناظر شكارگاه و تصاوير مينياتوري ديده مي شود. ازاره اين بخش از نما از سنگ هاي سرخ و نقش برجسته هايي برگرفته از تصاوير تخت جمشيد تشكيل شده است. حد فاصل عمارت جنوبي و عمارت اصلي واقع در ضلع شمالي باغ وسيعي وجود دارد كه از دوره قاجاريه با نرده آهني محصور شده است. ضلع شرقي ساختمان داراي چند اتاق و حياط كوچكي است كه به آشپزخانه و محل اقامت خدمه اختصاص داشته است. در وسط حياط، ورودي آشپزخانه حوض كوچكي وجود دارد كه پاشويي آن از قطعه سنگ هايي سرخ رنگ و بدنه آن از كاشي هاي فيروزه اي تشكيل شده است. در وسط اين حوض نيز فواره اي ديده مي شود. در ضلع جنوبي حياط آشپزخانه ستون سنگي حجاري شده اي به عنوان پايه گلدان وجود دارد. اما عمارت اصلي اين ساختمان در ضلع شمالي آن قرار گرفته است. اين عمارت داراي دو طبقه و يك زيرزمين است. در گذشته اين زيرزمين به عنوان زندان مورد استفاده قرار مي گرفت. طرح بناي اصلي اين عمارت برگرفته از معماري دوره زنديه است. در اين عمارت، تالار بزرگي به طول 9 متر، عرض 5.10 متر و ارتفاع 6 متر با ستون هايي بلند مشرف بر حوض واقع در وسط باغ، وجود دارد. در قسمت شمالي تالار، شاهنشيني وجود دارد كه ديوارها و سقف آن آينه كاري و نقاشي شده و كف اتاق از سنگ هاي مرمر مفروش شده است. اين تالار محل پذيرايي ميهمانان بوده. اين تالار داراي دو ستون سنگي يك پارچه و بلند است. در دو طرف تالار، راهرويي وجود دارد كه به وسيله پلكاني به طبقه دوم متصل مي شود. اين پله ها به دو بهارخواب متصل است. در هر طرف نيز يك سالن بزرگ و يك اتاق وجود دارد. طبقه دوم اين عمارت داراي چهار اتاق است كه دوتاي آن در عقب واقع شده و داراي هشتي و پنجره هايي مشرف بر ايوان است. بيش از اين، اين اتاق ها محلي براي اقامت مهمانان بوده است. اين مجموعه مشتمل بر دو دستگاه شامل 5 اتاق، چهار دستگاه با دو تا سه اتاق و دو دستگاه هر كدام با دو اتاق و شش اتاق تك است. ديواره ها و سقف تمام اتاق ها گچ بري و نقاشي شده است. همچنين در اين طبقه، دو اتاق وجود دارد كه نقاشي هايي بر تيرك هايي چوبي آن ترسيم شده است. نقاشي هاي سقف ايوان بزرگ و بيشتر اتاق ها غالبا" به وسيله لطفعلي خان صورتگر، نقاش مينياتوريست آن دوره، انجام شده است. دو ستون تالار طبقه اول نيز از سنگ مرمر يكپارچه و بدنه استوانه اي و سر ستون هاي مقرنس كاري شده تشكيل شده است. در وسط سقف تالار مدالي بزرگ ترسيم شده و در اطراف آن شش منظره بيضي شكل ترسيم شده است. ديواره هاي اتاق ها نيز با تصاوير گل و بوته، اشكال حيوانات و منظره شكارگاه تزيين شده است. در ناحيه جلويي عمارت اصلي درهاي ارسي با شيشه هاي رنگي ديده مي شود. هلالي ميان ايوان دو ستوني و شاه نشين هم داراي شيشه هاي رنگي است. اين شيشه هاي رنگي در دوره قاجاريه از اروپا به ايران آورده شده، صدف هاي به كار رفته در تزيينات درها نيز از خليج فارس آورده شده است. ازاره اتاق ها و بخاري ديواري شاه نشين از سنگ هاي مرمري است كه از يزد تبريز و شيراز به دست آمده است. روي اين بخاري نقش داريوش هخامنشي حكاكي شده است، اطراف آن نيز مزين به رنگ طلايي است. دو تصوير از محمدرضا خان قوام الملك در دو طرف بالاي اين بخاري حكاكي شده است. ازاره پايين عمارت، از ازاره سنگي عمارت ديوانخانه كريم خان زند است. بر روي سنگ هاي ازاره تصاوير سربازان قاجاريه تفنگ به دست، شير، گور، خرگوش و گل و بوته ديده مي شود.

هلالي هاي بالاي عمارت اصلي : بالاي عمارت اصلي سه هلالي وجود دارد كه در هلالي وسط نقش دو شير ديده مي شود كه صفحه اي را نگاه داشته اند، بر روي اين صفحه عبارت نصر من ا... و فتح قريب، نگاشته شده است، دو فرشته بر فراز اين صفحه قرار گرفته، آن را به دست گرفته اند. در هلالي هاي كاشي كاري شده طرفين نيز نقش پلنگي ديده مي شود كه آهويي را شكار كرده است. زمينه اين تصاوير مزين به خطوط اسليمي است. نارنجستان قوام كه به دليل كاشت درخت هاي نارنج فراوان در آن، بدين نام معروف شده است، از طرف ابراهيم خان به نوه اش شهرام بخشيده شد و شهرام قوام آن را به مؤسسه آسيايي دانشگاه پهلوي اهدا كرد. فرح پهلوي مخارج تعميرات آن را متقبل شد، پس از آن اين بنا تبديل به موزه اي شد كه در آن مجموعه اي از كتاب هاي پروفسور پوپ نگاهداري مي شد. نارنجستان قوام كه در ان اثر هفت هنر ايراني، گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري، و منبت كاري، قابل مشاهده است، در ارديبهشت ماه 1353 با شماره 1073 به ثبت تاريخي رسيد. اين بنا در سال 1345 به دانشگاه شيراز واگذار گرديد و بين سال هاي 1348 تا 1358 مورد استفاده مؤسسه آسيايي تحت سرپرستي پروفسور آرتور اپهام پوپ بود. اين بنا و برخي از ساختمان هاي اطراف آن از سال 1378 در اختيار دانشكده هنر و معماري دانشگاه شيراز قرار گرفته است.

 مسجد نصيرالملک : از مساجد شيراز است كه در محله گودعربان و خيابان لطفعليخان زند واقع شده است. اين مسجد كه از بناهاي دوران قاجار است در سال 1293 تا 1305 توسط حسنعلي نصيرالمك ساخته شد. و اندكي تأثير پذيرفته از معماري عثماني است. در ورودي آن رو به شمال مسجد قرار گرفته و در طاق نمايي بزرگ واقع شده است. از راه طاق نما و اطراف آن، از سنگ گندمك است و در سقف طاق نيز مقرنس كاري به وسيله كاشي هاي هفت رنگ انجام شده است. در ورودي آن دو لنگه بزرگ چوبي است و بر سردر آن نيز كتيبه اي به خط نستعليق بر روي سنگ مرمر نگاشته شده است. در اين سنگ نوشته شعري از شوريده شيرازي و وصف سازنده مسجد و تاريخ آن آمده است. در صحن بزرگ اين مسجد دو شبستان ديده مي شود. شبستان غربي آن كه پوششي آجري دارد، از نظر هنري بيشتر مورد توجه است و داراي هفت در چوبي بزرگ مزين به شيشه هاي رنگي و دوازده ستون سنگي يكپارچه در دو رديف 6 تايي به نيت 12 امام است. اين ستون ها همانند ستون هاي مسجد وكيل و مسجد مشير به شكل سنگ گندمك يكپارچه است، سقف شبستان نيز با نقش هايي چون گل و بته، خطوط اسليمي و چند آيه از آيات قرآن كريم به خط ثلث عالي مزين شده است. اين شبستان، شبستان تابستاني است. عرق چين هاي بين تويزه ها داراي خيز كمي هستند. كف اين شبستان از كاشي هاي فيروزه اي مفروش است و داراي دري با شيشه هاي رنگي است كه به صحن گشوده مي شود. شبستان شرقي كه شبستان زمستانه است، نيز داراي سقفي كاشي كاري شده است و داراي هفت ستون است كه ستون هاي آن ساده (بدون شيار) است و در وسط قرار گرفته اند، سقف آن نيز با كاشي كاري معقلي تزيين شده است. در جلو اين شبستان ايواني به عرض 6 متر قرار دارد كه به وسيله 8 طاق نما از حياط جدا مي شود و داراي 7 جرز آجري است. بر روي اين جرزها و در پيشاني طاق نماها آيات قرآني و نقش هاي گل و بوته كاشي كاري شده است. داخل اين شبستان دري است كه به چاه آب باز مي شود. هم چنين در اين قسمت يك حوضچه و يك دالان نيز قرار دارد. اين شبستان هم اينك به موزه اوقاف تبديل شده است. در دالان شمالي كتيبه اي به خط نستعليق نصب شده. و در پايان نام محمد حسن معمار و محمدرضا كاشي پز كه از معماران و سازندگان بنا بوده اند و نيز تاريخ شروع آن در 1293 ه.ق. و اتمام آن در 1305 ه.ق. ذكر شده است. مسجد نصيرالملك داراي دو ايوان در قسمت شمالي و جنوبي است كه با هم قرينه نيستند. در جبهه شمالي مسجد 4 غرفه در دو طرف ايوان ديده مي شود اين ايوان شمالي (شاه نشين) فرم كانه پوش است با مقرنس كاري زيبا، سقف آن نيز داراي طرحي نو و ابتكاري است. در قسمت جنوبي، ايواني با دو گلدسته وجود دارد. در حياط حوض سنگي مستطيل شكل و بزرگي وجود دارد كه فواره هاي سنگي نيز در وسط آن است. در ضلع شمالي مسجد، طاق بلندي مشهور به طاق مرواريد قرار دارد كه تمام بدنه و سطح بيروني و دروني آن كاشي كاري هفت رنگ شده است. دو طاق نماي كوچك ديگر در دو سوي طاق مرواريد قرار گرفته است. بر ديوارهاي طاق مرواريد آيات قرآني و احاديث نوشته شده و در سمت چپ آن نيز تاريخ 1299 قيد شده است. سقف اين طاق نيز مقرنس كاري شده و در لابه لاي آجرهاي بدنه اين طاق، قطعات چوبي جهت جلوگيري از لرزش زلزله به كار گذاشته شده است. در ضلع جنوبي نيز طاق نمايي وجود دارد كه تمام بدنه و سطح بيروني و دروني آن كاشي كاري شده، آيات قرآني و احاديث بر روي آن نوشته شده و در قسمت آن نيز مقرنس كاري صورت گرفته است. بر روي اين طاق كه عمق آن كمتر از طاق نماي شمالي است، دو گلدسته قرار دارد كه در ورودي آنها در دو طاق نماي كوچك تر در دو سوي طاق اصلي قرار دارد. اين مسجد در بهمن ماه 1334 ذيل شماره 369 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

 تخت جمشيد:  تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي - حكومتي - تشريفاتي دانست. به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد. بايد توجه داشت كه تخت جمشيد مانند ساير ارگ ها يا دژها در ميان بيابان و دور از مركز سكونت گاهي نبود، بلكه آن را در كنار شهري آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور كخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح هاي به دست آمده در تخت جمشيد اظهار داشته كه شهري بزرگ در دشت واقع در پايين صفه تخت جمشيد به نام خوادايتشيه. وجود داشت كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. در  لوح هاي ديواني عيلامي به خوادايتشيه و پارسه تقريباً به يك نسبت توجه شده است. البته در ابتداي ساختن صفه و بناهاي تخت جمشيد در لوح ها بيشتر از شهر خوادايتشيه به عنوان مقصد سفر يا محل استقرار رئيس تشريفات نام برده شده، زيرا هنوز در روي صفه، ساختمان و تأسيسات كافي ساخته نشده بود، اما به تدريج كه در كارهاي ساختماني صفه تخت جمشيد پيشرفت حاصل مي شد، از پارسه بيشتر نام برده مي شد. بنابراين، الگوي ساختن تخت جمشيد در كنار يك شهر مانند برخي ديگر از شهرهاي ايراني پيش از اسلام و همچنين در دوران اسلامي بوده است و آنجا را مي توان نوعي ارگ يا دژ حكومتي - سكونت گاهي دانست كه بخشي از امور حكومتي، سياسي، اداري و اقتصادي امپراتوري هخامنشي در آنجا انجام مي شد. درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:

اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاك سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اينجا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شنگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و از هند و از رخج آورده شد ولي در اينجا روي آنها كار شد. سنگ هايي كه در اينجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آنها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آنهايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد. چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم از مصالح و مواد غيربومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند. افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران - در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران - به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملاً ايراني است.