ویژگیهای خانواده سالم
ویژگیهای خانواده سالم
1- در خانواده سالم رهبرو قانون مشخص وجود دارد.
2- خانواده سالم ارتباط برقرار می کنند و گوش شنوا دارند.
3- خانواده سالم در مقام تأیید و حمایت یکدیگرند.
4- خانواده سالم تولید اعتماد و اطمینان می کنند.
5- خانواده سالم به یکدیگر احترام می گذارند.
6- خانواده سالم خوش مشرب هستند.
7- خانواده سالم مسئولانه عمل می کنند.
8- خانواده سالم درست را از نادرست تمیز می دهند.
9- خانواده سالم همبستگی خانوادگی ایجاد می کنند.
10- خانواده سالم تعادلی در تبادلهای خود ایجاد می کنند.
11- خانواده سالم به مذهب و اخلاق پایبند هستند .
12- خانواده سالم به خلوت یکدیگر احترام می گذارند.
13- خانواده سالم برای خدمت به دیگران ارزش قائلند.
14- خانواده سالم اوقات فراغت خود را با هم می گذرانند.
15- خانواده سالم مشکلات را تأیید می کنند و مترصد راه حل می شوند.
16- افراد ، بطور منظم برنامه های آرامش ، تفريح ، و استراحت با يکديگر دارند .
17- تشويق و تا"ييد بطور مرتب شنيده و اجرا ميشود .
18ـ تشويق خوبی ها هميشه بيشتر از سرزنش بدی هاست .
19ـ تصميم ها اکثرا به روش دموکراتيک گرفته ميشود .
20ـ ارتباط افراد ، واقعی و همراه با احساس و اعتماد است .
21ـ مشکلات خانواده بمحض ظهور مورد مطالعه و تحليل قرار می گيرد . نه مشکلات را پنهان می کنند نه آنرا دستاويز قرار می دهند .
22ـ مسئوليت کار در خانواده معقول و منصفانه تقسيم شده است .
23ـ تجربه های روز با يکديگر با علاقه و احترام گفته و شنيده می شود .
24ـ قوانين با دخالت همگان تهيه و تنظيم می شوند .
25- بر رفتار اعضای خانواده يک هدف مشترک حاکم است . A Sense of Mission
26ـ حمايت و امنيت برای تمامی اعضای خانواده تامين شده است .
27ـ خانواده با محيط خارج در ارتباط سازنده و احترام آميزی قرار دارد .
28ـ آسيب ها و سوانح را خانواده برای رشد شخصيت و توان افراد بکار می برد.
29ـ خانواده برنامه ريزی دارد . افراد مدام مشغول واکنش نشان دادن به وقايع نيستند .
30ـ اعضای خانواده برای خويشتن و ديگران احترام قائلند و به نيازهای ديگران حساسند.
31ـ همه ی افراد در مراسم سنتی و فاميلی شرکت می کنند .
32ـ خانواده دوستان خوب دارد .
33ـ برنامه ی اقتصادی خانواده برای اعضا مشخص و قابل فهم است .
34ـ تغذيه در خانواده مهم و مد نظر است .
35ـ افراد خانواده برای خود و ديگران وقت قائل می شوند .
اصلی ترین شاخصه های یک خانواده سالم
همه کارشناسان معتقدند، فرد سالم در یک خانواده سالم رشد می کند و خانواده سالم در نهایت به سلامت اجتماع می انجامد. بنابراین اهمیت درک و فهم ابعاد خانواده سالم نه به خانواده بلکه به کل اجتماع برمی گردد. صفحه خانواده و سلامت برای روشن کردن افکار عمومی در این زمینه قصد دارد توصیف این واژه را از محصور شدن در چند واژه و قالب تکراری همانند اعتماد، صمیمیت، همدلی، مشارکت و غیره خارج کند. چرا که در گزارش های پیشین به تفصیل درباره این واژه ها سخن گفته ایم و آن ها را تعریف کرده ایم. شاه بیت تمامی این واژه ها کسب مهارت برای عرضه این ویژگی ها در خانواده است.
خانواده در نگاه اول محیطی است که محل برآورده کردن نیازهای اعضاست و برای تامین سلامت جسمی و روانی و تربیت و موفقیت و کسب رضایت آن ها شکل می گیرد. برای رسیدن به این اهداف، حفظ بهداشت روان یک اصل است؛ به این معنا که خانواده باید یک سری ویژگی هایی را دارا باشد که در رسیدن به آن هدف کمک کننده باشد. دکتر محمدکاظم وحید، عضو انستیتو روان شناسی تهران، در پاسخ به این سوال که شاخص های اصلی خانواده سالم کدام هاست، می گوید: طبق مطالعات خانواده سالم خانواده ای است که ساختار و عملکرد مناسبی داشته باشد؛ یعنی اعضای خانواده دارای جایگاه مناسبی باشند، وظایف خود را بشناسند و مسئولیت هر یک از اعضا مشخص باشد. به عبارتی پدر، مادر و فرزندان هر یک سر جای خود باشند، به نحوی که بهترین کارکرد را داشته باشند. زیرا تنها در این صورت است که خانواده عملکرد مناسبی خواهد داشت.
در واقع اتحاد افرادی که از طریق ازدواج، تولد و یا فرزندخواندگی برای رشد جسمی و ذهنی در یک فضای امن روانی با هم زندگی می کنند، تعریف دیگری از خانواده سالم است؛ کانونی که در آن اعضا از نظر عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، روانی و جسمی رشد می کنند و با کمک یکدیگر به سوی اهداف گام برمی دارند. ابراز محبت اعضای خانواده به یکدیگر در یک فضای امن و سازگاری با یکدیگر یکی از اصلی ترین شاخص های خانواده سالم است. در خانواده ای که تفاوتی بین اعضا وجود دارد و یا محبت و علاقه والدین بین بچه ها به تساوی تقسیم نشده است و یا والدین بچه ها را بیشتر از همسر خود دوست می دارند، یک خلاء عاطفی به وجود می آید. گاهی خانواده هایی را می بینیم که والدین با هم اختلاف شدید دارند اما ادعا می کنند بچه هایشان را دوست دارند و بچه ها را به همسرشان ترجیح می دهند. در صورتی که بچه ها به محبت پدر و مادر به یکدیگر نیز نیاز دارند و به عبارتی آن ها در صورت ابراز محبت بین والدین، احساس امنیت و آرامش می کنند.
همچنین اعضای یک خانواده سالم، هدفمند زندگی می کنند و می دانند که برای رسیدن به آن هدف تحت حمایت، احترام و توجه دیگر اعضای خانواده قرار دارند. هر یک از اعضای خانواده باید اهداف مطلوبی داشته باشند به نحوی که استقبال و حمایت دیگران را در پی داشته باشد. زمانی که فرزندان هر کدام در جامعه رها شدند و والدین به بهانه کسب استقلال در جامعه آنان را بدون هدف آزاد گذاشتند، سلامت روانی فرزندان به شدت به خطر می افتد. از سوی دیگر سیستم یک خانواده سالم به اجتماعی شدن افراد و پیدا کردن جایگاهشان در اجتماع نیز کمک می کند. به عبارتی پس از شناخت توانمندی ها، تعیین اهداف، برآورد انتظارات از زندگی و آینده و تلاش برای رسیدن به آن اهداف، خانواده ثمره تلاش اعضا را می چیند و کل خانواده از موفقیت یکی از اعضا بهره برداری می کند.
دکتر وحید با اشاره به وجود معیارهایی در خانواده سالم درباره رفتار درست و نادرست می گوید: برای این که افراد بتوانند رفتارهای خود را کنترل و تعیین کنند، این معیارها تعریف شده و کاملا مشخص است و والدین پس از آموزش و کمک به فرزندان برای اجرای این قواعد، خود نیز طبق همان معیارها رفتار می کنند. پایه ریزی این معیارها نباید به گونه ای باشد که نیازهای مادی و معنوی اعضا نادیده گرفته شود. ضمن این که وظایف اعضای خانواده در عین مشخص بودن، قابل انعطاف است و اعضای خانواده برای انجام وظایف به همدیگر کمک می کنند. نتایج تحقیقات نشان می دهد وضع قوانین سخت گیرانه در فضای خانواده به سردی و خشکی روابط می انجامد و شادابی و نشاط را از آن می گیرد. از سوی دیگر خانواده هایی که معیارها و قوانین مورد نیاز را با همفکری یکدیگر تعیین می کنند، در پای بندی به آن چارچوب ها و اجرای آن ها موفق ترند. آن ها احساس اهمیت می کنند و احساس می کنند نقش پراهمیتی در شادابی و سرزندگی فضای منزل دارند. این قوانین با بزرگ شدن بچه ها تغییر می کند، اصلاح می شود و انتظارات والدین و فرزندان از یکدیگر نیز تغییر می کند. یکی از اساسی ترین شاخص های خانواده سالم گفت وگو است. گفت وگو و تعامل مثبت و مستمر و صادقانه به حدی مهم است که می تواند کلیه روابط را تحت تاثیر قرار دهد. حل مسائل، تقویت احساس تعلق به خانواده و جلوگیری از تنش ها و برخوردهای احتمالی، حداقل فایده گفت وگوست. طرح خواسته ها، نیازها و تامین آن ها با گفت وگو امکان پذیر است و اعضای خانواده باید بپذیرند که فقط با این روش می توانند نیازهای یکدیگر را پوشش دهند.
اعضای خانواده ای که یاد گرفته اند گفت وگو کنند، وقت بیشتری برای یکدیگر می گذارند و برای آن اجباری نمی بینند، در واقع باید به اندازه ای که برای برطرف شدن خواسته خود وقت می گذارند به نیازهای دیگران نیز احترام بگذارند و برای حل آن چه از طریق گفت وگو و چه از راه های دیگر اقدام کنند. اعضای خانواده سالم باید سیستم اعتقادی، مذهبی مشترکی داشته باشند. زیرا تعارض اعتقادات به ایجاد تنش می انجامد. طبق تحقیقات خانواده هایی که گرایش های مذهبی متعادلی دارند، خانواده های سالم تری هستند. زیرا افراد آن خانواده یاد گرفته اند که فقط در پی منافع خودشان نباشند و برای رفع نیازهای دیگران نیز اقدام کنند. آن ها براساس اعتقادات مذهبی یاد می گیرند که همراهی و حمایت باید بدون چشم داشت و بدون در نظر گرفتن منافع شخصی صورت بگیرد، زیرا در غیر این صورت ارزشی ندارد. از سوی دیگر یک خانواده سالم به ایجاد شبکه اجتماعی حول خود می پردازد. یعنی با استفاده از قابلیت هایی که ذکر کردیم، توان برقراری ارتباط با خانواده های دیگر، نهادهای اجتماعی، دوستان، اقوام و آشنایان را دارد و منزوی نیست.
آن ها با تکیه بر اعتماد متقابل، در جامعه گام برمی دارند و از هدف یکدیگر مطمئن هستند و می دانند دیگر اعضا جز برای حفظ شان و جایگاه خانواده در درون و رسیدن به اهداف مورد نظر در بیرون گام برنمی دارند. حذف اعتماد، به شک و بدبینی و دودلی در خانواده منجر می شود. البته اعتماد یک شبه به وجود نمی آید بلکه از آغاز زندگی مشترک سنگ بنای آن گذاشته و در طول زمان عمیق تر می شود و پایه های یک زندگی موفق را محکم تر می کند. در نظامهای سالم خانوادگی ، نقشها هم سالم هستند و فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند . پدر و مادر نقش آموزگاران را بازی می كنند، روی فرزندان خود وقت صرف می كنند ، به آنها توجه می نمایند و آنها را جهت می دهند. در نظامهای سالم خانوادگی نقشها انعطاف پذیرند و دست به دست می شوند . حركت آرام و آهسته است ، تبادل افكاربا یكدیگر دارند، روابط آنها با هم ملایم است . مادر ممكن است در یك زمان براساس اقتضا در نقش بلا گردان ظاهر شود و سپس ، این وظیفه به پدر و چندی بعد به فرزندان واگذارگردد.
خانواده سالم و موفق مجموعه ای است كه در آن ، همه ی اعضاء موفق هستند وهمه ی مناسبات میان افراد آن روال طبیعی و موفقی دارد. اعضای این خانواده می توانند از قدرت های انسانی خود استفاده كنند. آنها از این قدرتها برای مشاركت و تعاون و ارضاء نیازهای فردی و جمعی خود استفاده می كنند.خانواده سالم خاك سالمی است كه در آن افراد رشد سالم دارند و انسانها بالغ می شوند .البته رسیدن به این مهم مشمول نكات زیر است :
الف - خانواده ، واحدی برای رشد و بقاست.
ب - خانواده مكانی است كه نیازهای احساسی و عاطفی همه اعضای خود را تأمین می كند ، از جمله ی این متغیرها می توان به تعادل میان استقلال و وابستگی اشاره كرد.
ج - خانواده سالم رشد و اعتلای همه اعضای خود، از جمله پدر و مادر را در نظر می گیرد.
د- خانواده مكانی است كه درآن عزت نفس ایجاد می شود.
هـ - خانواده ، واحد مهمی در اجتماع است و برای جامعه ای كه قصد دوام دارد حائز اهمیت است .
و - خانواده خاكی حاصلخیز برای پرورش انسانها ی بالغ است .
انسان بالغ كسی است كه تفاوت میان خود و دیگران را درك می كند و از هویت برخوردار است . شخصی با این خصوصیات می تواند بی آنكه به خانواده خود متصل باشد با آنها روابط معنی دار ایجاد كند.
مقررات در خانواده های موفق روشن است : زن و شوهر از تفاوت های رفتاری ، ارتباطی و نگرش خانواده های خود آگاهند و آنها را بدون تعصب و بی آنكه به درست بودن یا نبودن آن كاری داشته باشند می پذیرند و متفاوت بودن آنها را تصدیق می كنند . زن و شوهر هر كدام در جهت یافتن راه حل های مسالمت آمیز قدم برمی دارند. البته این هرگز به معنای آن نیست كه تضاد و اختلافی میان آنها بروز نمی كند. ظرفیت قبول تفاوت و مواجهه ی منطقی با تضاد ها و اختلافها نشانه ی صمیمت و نشانه ی خانواده سالم است ، اختلاف سالم چنانچه مورد استفاده درست قرار گیرد، مفید و سازنده است .
در یك ازدواج موفق ، زن و شوهر متعهدند كه بر سر تفاوت های خود به توافق برسند . در تضاد واختلاف باقی نمی مانند و به این هم تن نمی دهند كه با هم بحث و مخالفت نكنند. به جای آن برای مصالحه و صمیمت تلاش می كنند. باهم گفتگو كردن بخشی ازتماس ومصالحه است . زوجهای موفق هم باهم درگیر می شوند؛ اما با اختلافات خود برخورد منصفانه می كنند.
چگونه می توان در برابر اختلافات برخورد منصفانه داشت؟
1- جرئت داشتن به جای پرخاشگری
2- توجه به زمان اكنون و اجتناب از مراجعه به سوابق امر
3- اجتناب از پرگویی و نپرداختن به جزئیات 4- اجتناب از داوری
5- صداقت داشتن و توجیه واقعیت ها به جای كمال طلبی
6- اجتناب از سرزنش 7- گوش كردن پویا
8- پرداختن به یك موضوع بخصوص در هر زمان
9- توجه به راه حل به جای تلاش برای اثبات نظریه خود.
در خانواده موفق مقررات پنهان ، مطرح و بررسی می شود. آنچه مطرح ناشدنی باقی می ماند بسیار جزئی است. در این شرایط فرزندان خانواده تحت تأثیر باورهای ناگفته ی پدر و مادر آسیب نمی بینند. در یك رابطه ی زناشویی سالم ، اتصال و وابستگی به دلیل میل است و نه صرفاً از روی نیاز، در این شرایط هر كدام در جهت و جانب كامل شدن كم و بیش درحركتند . زن و شوهری كه از كامل بودن یكدیگر حمایت و حراست می كنند به هم می پیوندند و رشد می كنند. هر كدام با كم كردن كنترل ، انتقاد ، سرزنش و داوری به رشد دیگری كمك می كند. در خانواده های زنده و بالنده ، به طورمداوم شاهد الگوهای متفاوتی هستیم . ارتباط ها مستقیم ، واضح ، صریح و صمیمانه است . قاعده ها قابل انعطاف ، انسانی ، مقتضی و دستخوش تغییراست و پیوند با اجتماع نیز بارز و امید بخش می باشد.
خانواده سالم از نظر تربيت كودك
1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است.
2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي كنند.
3 - افراد خانواده از ريسك (خطر كردن ) معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتي نيز داشته باشند ، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشكالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و كسب تجربه بيشتر باشد.
4 - افراد خانواده براي يكديگر ارزش و احترام قايل اند و يكديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند.
5 - روابط افراد خانواده با يكديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يكديگر سخن مي گويند.
6 - زماني كه در خانواده سكوت برقرار است ، سكوتي است آرامبخش و نه سكوت مبتني بر ترس يا احتياط.
7 - وقتي در خانواده سرو صدا هست ، صداي فعاليتي پر معني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه كردن صداي ديگران.
8 - هريك از اعضاء خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد.
9 - اگر يكي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت كردن پيدا نكرده است ، به دليل تنگي وقت بوده است و نه كمي محبت ، كم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده .
10 - اعضاي خانواده به راحتي يكديگر را نوازش مي كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي.
11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي كنند ، با علاقه به سخنان يكديگر گوش مي دهند ، با يكديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يكديگر نشان مي دهند.
12 - افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يكديگر درد دل مي كنند و اين حق را دارند كه درباره هر موضوعي ( مثل ناكاميها ، ترسها ، صدمه هايي كه ديده اند ، خشم خود ، انتقاد از ديگري ، خوشيها يا كاميابيها ) ، با يكديگر سخن بگويند.
13 - افراد خانواده براي كارهاي خود برنامه ريزي مي كنند و در اين راه اگر مشكلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود ، به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه ، بيشتر مشكلات زندگي خود را حل و فصل كنند.
14 - در خانواده ، زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است.
15 - در خانواده ، پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند كه در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعي بودن نزديك شوند.
16 - اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود ( در قضاوت ، رفتار ، بروز هيجانها و ... ) به همان سهولتي با يكديگر سخن مي گويند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مي كنند.
17 - رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند - يا توصيه مي كنند - مطابقت كامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند.
18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق ، نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ، استفاده كنند.
19 - اگر يكي از افراد خانواده مرتكب اشتباهي شد و نادانسته خسارتي ايجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت كنند . اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت ، بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي كه پدر و مادر براي او فراهم كرده اند ، بيشترين بهره را بگيرد.
20 - اولياء خانواده مي دانند كه فرزندانشان عمدا بدي نمي كنند. به همين دليل ، اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمينه اي خرابكاري كرده است به اين نتيجه مي رسند كه يا سوء تفاهمي در كار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن ، در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براي اين مشكل راه حلي را پيدا كرد.
21 - اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند.
22 - اولياء خانواده مي دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير داد ، اما اين آگاهي را نيز دارند كه آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد.
23 - وقتي يكي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد كه براي تصحيح عمل يا كار او الزامي به نظر مي آيد ، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهميدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز مي كنند.
24 - پدر و مادر خانواده مي دانند كه در زندگي هر شخص مشكلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگي امكان ناپذير مي باشد . بنابراين گوش به زنگ آن هستند كه براي هر مشكل تازه ، راه حلي پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند.
25 - اولياي خانواده مي دانند كه تغيير و تحول از ويژگيهاي زندگي است ، بنابراين ، مي پذيرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طي مي كنند و هيچگاه نبايد سد راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند.
خلاصه :
گفته مي شود كه از هر صد خانواده تنها در صد اندكي ( سه يا چهار خانواده ) مي دانند كه چه بايد كرد و به مرحله سلامت و بالندگي قابل توجه رسيده اند. محصول خانواده هاي پريشان يا آشفته فرزندان بيمار ، نوميد ، افسرده ، بزهكار و ضد اجتماعي ، معتاد و .... است و اكثريت افراد مبتلا به بيماري هاي رواني و اختلالات رفتاري ، الكليك ، معتاد ، فقير ، از خود بيگانه ، جاني و ... در خانواده هاي پريشان رشد پيدا كرده اند.
مي توان ويژگيهاي مهم خانواده هاي پريشان و خانواده سالم را چنين خلاصه كرد :
خانواده آشفته :
1- در خانواده ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قائل است در حد پائين مي باشد.
2- ارتباطها غير مستقيم ، مبهم و كاملا نادرست است.
3- قواعد و مقررات خانواده ، خشك ، نامردمي ، ناسازگار و هميشگي است.
4- پيوند و رابطه با جامعه بسته ، مايوس كننده و ياس آور است و براساس ترس انجام مي گيرد.
خانواده سالم يا بالنده :
1- سطح ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قايل است ، در حد معقول و منطقي مي باشد.
2- ارتباطها مستقيم ، واضح ، صريح و مبتني بر درستكاري است.
3- قواعد قابل انعطاف ، انساني ، منطقي دستخوش تغيير است.
4- پيوند با جامعه باز ، سالم و اميد بخش مي باشد.
نظام خانوادگی را از جهت دیگر می توان به نظام " باز و بسته " تقسیم كرد.
در نظام باز خانوادگی :
الف- سطح ارزش اعضاء خانواده بالاست و هر یك از اعضاء ارزش دیگری را درك می كند و به او احترام می گذارد.
ب- ارتباط اعضاء خانواده با یكدیگر صادقانه ، روشن و مستقیم است . از بیان مطالب ترسی ندارند و مقاصد خود را به وضوح بیان می كنند.
ج- قواعدی كه حاكم بر خانواده است انسانی ، قابل انعطاف و تغییر ناپذیر است. هر یك از اعضاء خانواده می تواند آزادانه نیازها و خواست خود را بیان كند و پذیرای انتقاد سایرین باشد.
نظام بازخانوادگی محلی مناسب برای رشد اعضاء و تبادل نظر و بالندگی است. دراین خانواده هرفردی به تناسب توان واستعداد خود رشد می یابد و پیشرفت می كند.
در نظام بسته خانوادگی
الف- ارزش اعضاء خانواده پایین است . هركدام از اعضاء ، دیگری را تحقیر می كند و به او احترام نمی گذارد.
ب- ارتباط اعضای خانواده با یكدیگر غیر صادقانه و مبهم است. معمولاً اعضاء خانواده یكدیگر را سرزنش می كنند و مطالب را به صورتی پوشیده و به اصطلاح مبهم بیان می كنند.
ج- قواعد حاكم برخانواده غیر انسانی ، خشك و تغییرناپذیراست. هركس در این خانواده به فكر خویش است و توجهی به نیازها و خواسته های سایر اعضاء ندارد .
در نظام بسته آشفتگی مشهود است. گرچه خانواده ها مشكلات خود را در قالب مشكل یكی از اعضاء و غالباً كودكان و نوجوانان بیان می دارند ولی باید مشكل را در ساخت خانواده و نظام آن و در شبكه ارتباطات خانوادگی جستجو كرد.
در خانواده هایی كه مشكل دارند خانواده درست سازمان نیافته ، هر یك از اعضاء نقش خود را درست ایفا نمی كند ، دارای شبكه ارتباطی مناسبی نیست و پیامها به صورت صادقانه و روشن رد و بدل نمی شود.
لازم به ذكر است كه شبكه ارتباطات فقط شامل پیام كلامی نمی شود. بلكه شامل كلمات ، وضعیت بدن ، اشارات وعلائم و حتی نحوه لباس پوشیدن و آراستگی ظاهر نیز هست .
و از نشانه هاي او خدا اين که از [ نوع ] خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد ، و ميانتان دوستي و رحمت نهاد . آري ، در اين ( نعمت ) براي مردمي که مي انديشند قطعاً نشانه هايي است. (سوره روم (
طبيعي ترين شکل خانواده ، اين است که هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفکند . کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پيامبران خدا – اين بوده است که نظام خانواده ، يک نظام مستحکم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين کانون سعادت را متلاشي گرداند . به هر حال خانواده ي خوشبخت نشانه هايي دارد که ما دراينجا به چند نمونه ي آن اشاره مي کنيم . اميد است که خانواده ي شما نيز برخوردار از اين نشانه ها باشد.
v در بين اعضاي خانواده جمله " به من چه يا به تو چه " رد و بدل نمي شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت مي کنند.
v افراد به يکديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي کنند و اعتماد را يکي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي دانند.
v تا جايي که امکان دارد با هم هستند و در مهماني ها يا کارهاي مربوط به خانواده تنها نمي روند. همدلي، همکاري، همفکري، هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي دانند.
v با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي رسند و سعي مي کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اين که کسي بفهمد حل کنند.
v به سليقه ها و عقايد يکديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل مي کنند.
v نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي کنند.
v به حريم يکديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي روند.
v نگران سلامت روحي و جسمي يکديگر بوده و از هم مراقبت مي کنند . اگر چنانچه مشکلي به وجود آيد ، سعي وافر در حل مشکل را دارند.
v در بيشتر اوقات لحظات خوشي را که با يکديگر بوده اند مرور مي کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نيستند، دوست دارند هميشه در خوشي، شادي و نشاط زندگي کنند.
v براي فاميل ها و همسايه هاي خود اهميت قائل اند و پذيراي فاميل يکديگر هستند.
v از امور مالي يکديگر خبر دارند و چيزي را از يکديگر پنهان نمي کنند . صرفه جويي و پس انداز کردن جزء برنامه هاي اقتصادي خانواده هاي خوشبخت است.
v براي رشد يکديگر تلاش کرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي کنند.
v افراد به هم افقي نگاه مي کنند نه عمودي . يعني هيچ کس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نمي بيند. ديکتاتوري ، زور و قدرت طلبي حاکم نيست.
v همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، اميد داشتن مي کنند و خودشان را در زندگي برنده مي دانند.
v در کنار هم احساس امنيت و آرامش مي کنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري.
v علاقه، عشق، محبت، صفا و يکدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يکديگر ابراز مي کنند.
v از يکديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند.
v اگر مشکلي پيش بيايد به راه حل فکر مي کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمي گردند. دست به علت يابي و ريشه يابي آن مشکل مي زنند و راه حل منطقي ارائه مي دهند.
v هريک از طرفين پيوسته به فکر خوشحال نمودن و راضي نگه داشتن يکديگر هستند .
v زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي کنند : اول خود بعد ديگران. زندگي آنها به خاطر بچه ها يا ترس از طلاق و حرف مردم نيست.
v زن و مرد مي توانند هر روز به دنياي اختصاصي يکديگر نزديکتر شوند، کار به مسائل خصوصي و زندگي ديگران ندارند.
v با درخواست هاي يکديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند.
v زن و مرد در کنار يکديگر هستند نه رو در رو و رقيب يکديگر، بلکه رفيق هم هستند و واکنش منفي از خود نشان نمي دهند.
v خانواده هاي خوشبخت تلاش دارند که بچه هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند.